مقایسه شیوه‌ تبلیغات تجاری در تهران و بغداد

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناس ارشد ارتباط تصویری، دانشکدة هنر، دانشگاه الزهرا (س)، تهران، ایران.

2 استاد گروه پژوهش هنر، دانشکدة هنر، دانشگاه الزهرا (س)، تهران، ایران.

چکیده

بیان مسئله: ساختار‌ پیام‌رسانی تبلیغات‌ تجاری با توجه به نوع دریافت و پذیرش فرهنگ اجتماعی هر کشور تعیین می‌شود. فرهنگ جامعه می‌تواند نقش تعیین‌ کننده‌ا‌ی در شیوه تبلیغات تجاری، روش‌های تولید و استعاره‌های آن داشته باشد. در این پژوهش، به بررسی شیوه تبلیغات تجاری در دو شهر تهران و بغداد از کشور ایران و عراق، به عنوان دو جامعه متفاوت پرداخته می‌شود و ارتباط بین فرم‌ها، نحوۀ انتخاب و ترکیب‌بندی برخی از آثار تبلیغاتی این دو شهر بررسی می‌گردد و به این پرسش‌ها که ویژگی بارز عناصر بصری تشکیل‌دهندۀ تبلیغات تجاری تهران و بغداد چیست و با توجه به سابقۀ فرهنگی مشترک در خط و نوشتار و دین مشترک تفاوت‌ها و شباهت‌های تبلیغات تجاری در تهران و بغداد، بازتاب چه ویژ‌گی‌هایی در این دو جامعه است؟
هدف: پژوهش حاضر با بررسی عناصر تبلیغات تجاری، در پی شناخت تأثیر فرهنگ بر خروجی فرم‌های تبلیغاتی دو شهر تهران و بغداد است.
روش پژوهش: رویکرد این جستار، کیفی و روش ارائه آن توصیفی وتحلیلی و با اتکاء به اطلاعات میدانی و منابع کتابخانه‌ای است.
یافته‌ها: یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد نوشتار در تبلیغات شهر تهران نقش زیبایی‌شناختی بارزی را در تبلیغات ایفا کرده و حروف  شامل نوعی وحدت در فونت‌های به‌کار‌ رفته است؛ در حالی ‌که در تبلیغات شهر بغداد، تأکید بر حاکمیت تصویر، در تبلیغات تجاری است و این موضوع، تأثیر بسزایی در ایجاد جاذبه‌ در جهت اهداف کاربردی و زیبایی‌شناسی تبلیغات دارد؛ همچنین هر دو شهر از نظر بصری و فرهنگی، تحت تأثیر تبلیغات مدرن و روند آن‌ قرار دارند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Comparison of Commercial Advertising Methods in Tehran and Baghdad

نویسندگان [English]

  • Ruy Ali Jabr 1
  • Effatalsadat Afzaltousi 2
1 Department of visual communication, Faculty of Arts, Al-Zahra University, Tehran, Iran.
2 Department of Art Research, Faculty of Art, Al-Zahra University, Tehran, Iran.
چکیده [English]

Problem Definition: The structure of commercial advertising messaging is determined according to the type of reception and acceptance of the social culture of each country. The culture of society can play a decisive role in commercial advertising style, production methods, and metaphors. In this research, the commercial advertising style in the two cities of Tehran and Baghdad from Iran and Iraq, as two different societies, is investigated, and the relationship between the forms, the method of selection, and composition of some of the advertising works of these two cities are investigated. Moreover, this study seeks to answer the following questions: «What is the distinctive feature of the visual elements that comprise the commercial advertisements of Tehran and Baghdad?» and «Considering the common cultural background in calligraphy and writing, and the common religion, what characteristics in these two societies are reflected in the differences and similarities of commercial advertisements in Tehran and Baghdad?»
Objective: By examining the elements of commercial advertising, the present research seeks to know the effect of culture on the output of advertising forms in Tehran and Baghdad.
Research Method: The approach of this research is qualitative and its presentation method is descriptive and analytical, relying on field data and library sources.
Results: The findings of this research show that the text in the advertisements of Tehran has played a significant aesthetic role in the advertisements and the letters are a kind of unity in the fonts used. While in the advertising of Baghdad, the emphasis is on the dominance of the image in commercial advertising, and this issue has a significant effect in creating attraction toward the practical and aesthetic goals of advertising. Also, both cities are visually and culturally influenced by modern advertising and its trends.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Commercial Advertising
  • Semiotics
  • Tehran Advertising
  • Baghdad Advertising
- احمد شلال، فؤاد. (۲۰۱۷م). الخطاب الاتصالی ما بین الشکل و المضمون فی الاعلان التجاری. مجله الاکادیمی، ۵(۸۶)، صص. ۱۶۵-۱۸۲.
- افضل‌ طوسی، عفت‌السادات و انصاریان، صالح. (۱۳۹۵). ارتباط شخصیت‌سازی در طراحی حروف و ویژگی‌های نوشتاری و زیبا‌شناسانه. مبانی نظری هنرهای تجسمی، ۱(۲)، صص. ۷۱-۸۲.
- الحسینی، هانی محی الدین محمد. (۲۰۰۸م). الانتقالات الفنیه فی تکوین اسلوب الفنان حافظ الدروبی. مجله الاکادیمی، جامعه بغداد کلیه الفنون الجمیله، ۱(۴۸)، صص. ۲۰۵-۲۴۰.
- بشیر، حسن و جعفری هفتخوانی، نادر. (۱۳۸۶). در‌آمدی بر کاربرد نشانه‌شناسی در تحلیل پیام‌های تبلیغاتی؛ مطالعه‌ موردی آگهی‌های مطبوعاتی. اندیشه‌ مدیریت، ۱(۲)، صص. ۱۵۱-۱۸۸.
- پیراوی ونک، مرضیه. (۱۳۹۵). معرفی معیار برای تحقیق تطبیقی مبتنی بر دیدگاه کری واک. دو فصلنامه‌ مطالعات تطبیقی هنر، 6(11)، صص. 1-10.
- ترکاشوند، نازبانو. (۱۳۸۸). اثر هنری و رویکرد بازتاب در جامعه‌شناسی هنر؛ مطالعه‌ی موردی نگاره بهرام‌گور در قصر هفت گنبد، ۸۱۳ ه.ق. هنرهای تجسمی(هنرهای زیبا)، (۴۰)، صص. ۲۵-۳۲.
- حیدری، عاطفه. (۱۳۹۱). بازنمایی ارزش‌های نشانه‌ای سبک زندگی ایرانی در تبلیغات پخش شده از رسانه ملی (پایان نامه کارشناسی ارشد ) دانشگاه صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، دانشکده ارتباطات و رسانه ، تهران ، ایران.
- عبداللهیان، حمید و حسنی، حسین. (۱۳۹۱). نحوه‌ بازنمایی ارزش‌های فرهنگی در تبلیغات تجاری، تحلیل نشانه‌شناختی آگهی‌های تلویزیونی در ایران. مطالعات و تحقیقات اجتماعی، ۱(۱)، صص. ۸۹-۱۱۸.
- عیسی‌زاده، ژاله. (۱۳۹۳). نقش عکاسی تبلیغات در پوسترهای تجاری-زبان بصری گرافیک(پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد ارتباط تصویری). دانشکده‌ هنر و معماری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی، تهران، ایران.
- کاکایی فروشانی، جلال. (۱۳۸۰). سبک‌های گرافیکی. هنر و معماری، (۴۸)، صص. ۱۱۳-۱۲۰.
- محمد عناد، دینا. (۲۰۱۵م). البنى الارتکازیه لفن التصمیم الطباعی المعاصر. بغداد: نشر مکتب الفتح.
- معروفی، ابراهیم. (۱۳۸۵). بررسی تایپوگرافی در پوسترهای ایرانی (۱۳۷۰-۱۳۸۵). کتاب ماه هنر، (۹۹ و۱۰۰)، ۲۸-۳۵.
- مقصودلو، مریم. (۱۳۹۶). مطالعه بر سبک پوسترهای فرمالیسم در قرن بیستم اروپای مرکزی (پایان‌نامه‌ کارشناسی‌ارشد ارتباط تصویری). مؤسسه‌ آموزش عالی مازیار، مازندران، ایران.
- نجابتی، مسعود. (۱۳۹۸). خط در گرافیک. تهران: نشر سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی.
- نوابخش، فرزاد. (۱۳۹۳). تغییرات سبک زندگی در فرآیند توسعه‌ی ابزارهای نوین فناوری. مجله‌ مطالعات توسعة اجتماعی ایران، ۶(۲)، صص. ۴۵-۶۳.